زندگی جدید...فعالیتهای جدید

دردونه های مامانی شش ماهگیتون هم به سلامتی تمام شد و من خیلی خوشحالم که وروجک هایی به شیرینی و شیطونی و باهوشی شما دارم.
خدا رو هزاران بار شکر که سالم و سرحالید.آخرین بار که واسه چک آپ پیش دکتر معمار رفتیم خیلی شیطنت کردید
پارمیس جون همش با دستات میزدی رو دست دکتر و نمیذاشتی معاینه ات کنه
پرهام جون دکتر رو کلافه کردی و مدام گوشی رو از گوش دکتر میکشیدی و نمیذاشتی صدای قلب مهربونت رو بشنوه
اما آقای دکتر خیلی خوشش اومده بود و میگفت کارهایی که میکنید خیلی جلوتر از سن و سالتون هست ماشالله

از کارهای دیگه اتون که بخوام بگم اینه که پارمیس همچنان در سینه خیز رفتن تکتازه و به هر چی میخواد کشون کشون میرسه.اما پرهام حال سینه خیز نداره و به حالت چهار دست و پا قرار میگیره ولی نمیتونه بره جلو، واسه همین مدام سرمون جیغ میکشه که اونم ببریم همون جایی که پارمیس داره بهم میریزه.حتما تو دلش هم مدام میگه بذارین حرکت کنم نشونتون میدم
دیگه دار و بساط ننوی عزیزتون هم جمع شد چون بلند میشدید و داخلش می نشستید و یا میخواستید با حالتهای عجیب غریب داخلش بخوابید واسه همین جمعش کردیم و به جاش روی پاهامون تکونتون میدایم تا بخوابید.خدا رو شکر واسه ترک کردنش زیاد اذیت نکردید.
از سختیها بخوام بگم مشکل مدام دندون درآوردن پارمیسه که باعث میشه نه شیر بخوره نه غذا و واسه همین وزن نمیگیره.کلا به خاطر همین موضوع دهنتو چنان محکم میبندی که باید با هزار حیله و ترفند کمی غذا یا شیر بهت بدیم.
شبها هم که میخوایم بخوابیم و خستگی روز رو در کنیم باید با پرهام دست و پنجه نرم کنیم.
اصلا نمیخوابی عزیز دلم.من و بابایی از بیخوابی به ستوه اومدیم
اما بیشتر نگران خودتیم که اینقدر اذیت میشی.الهی برات بمیرم ما تحمل میکنیم چون میدونیم این هم میگذره.انشالله خوابت درست شه و آرامش داشته باشی گلم.
![]()

رفتن پارمیس نازنازی به زیر مبل



نشستن وروجک ها توی ننو

حمله وروجک ها به جانماز بابایی



شیوه نوین خوابیدن آقا پرهام

پارمیس در حال غذا خوردن و مراحل موش موشی شدن




زندگی جدید...فعالیتهای جدید
